امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین :
ایجاد صفحه : - ثانیه
جای پا... موضوع :
حکایات و روایات ,
جای پا...
خوابی دیدم... خواب دیدم در ساحل با خدا قدم می زنم
در صحنه ی آسمان برقی زد٬ در هر صحنه دو جفت پای٬ روی زمین دیدم٬ یکی متعلق به من ودیگری متعلق به خدا٬
وقتی آخرین صحنه در مقابلم برق زد٬ به پشت سر و به جای پاهای روی شن نگاه کردم. متوجه شدم که چندین بار در طول زندگی ام٬ فقط یک جای پا روی شن بوده است. همچنین متوجه شدم که در سخت ترین و غمگین ترین دوران زندگی ام بوده است.
این واقآ برایم ناراحت کننده بود و در باره اش از خدا سوال کردم. خدایا! تو گفتی اگر به دنبال تو بیایم٬ در تمامی راه با من خواهی بود؛ ولی دیدم در سخت ترین دوران زندگی ام فقط یک جای پا وجود داشت٬ نمی فهمم چرا هنگامی که بیش از هر وقت به تو نیاز داشتم مرا تنها گذاشتی؟
خدا پاسخ داد:
بنده ی بسیار عزیزم٬
من در کنارت هستم و هرگز تنهایت نخواهم گذاشت.
اگر در آزمون های سخت زندگی ات فقط یک جفت جای پا دیدی٬ زمانی بود که